فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

مقدمهء مصحح 57

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

آوردن آيه‌اى از قرآن يا ضرب المثل و يا مصراعى ، صفت‌ها و خوىهاى نيك انسانى را مىستايد و به عبرت آموزى آن رويداد اشاره مىكند : از ممرّ قنطره فنا كه طبق الموت يوصل الحبيب الى الحبيب ، موصل قريب است به دار بقا شتافتند / چون قهرمان ديّان بر سلطان آيت : إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ خواند / قصاب اجل گردنش را به طناب عذاب كشيد / سها عديل خورشيد نتواند و زمين كف آسمان نباشد . « 1 » ارزش ادبى و تاريخى اين كتاب به لحاظ آگاهىهاى ارزنده دربارهء پادشاهى يعقوب بيك ، رشد و توسعه طريقت صوفيگرى در اردبيل ، روابط آق قوينلو با تيموريان هرات و مشعشعيان ، حائز اهميت است . دربارهء تاريخ آق قوينلو فقط ابو بكر طهرانى پيشگام اوست كه در تاريخ خود ديار بكريه ( تأليف 875 / 1470 ) گزارشى از پيشينيان اوزن حسن و روزگار او به دست مىدهد كه فضل اللّه در مقدّمهء عالم آرا به آن اشاره كرده است . فضل اللّه بيشتر گزارشهاى تاريخى خود را به صورت منطقى و دلكش باز مىگويد . او در ذكر حوادثى كه خود شاهد آن نبوده به مسموعات قابل اعتماد تكيه مىكند و در بيان رويدادهاى روزگار خود از مشاهدات خويش و افراد قابل اعتماد بهره مىگيرد . چنانچه از بعضى ثقات مسموع گشت / اين فقير به گزارش بعضى احوال كه به عين مشاهده مىگشت و از سوابق احوال آنچه استماع افتاده بود ، گاهى اشتغال مىنمود / اين بنده نوبتى در خدمت قاضى القضات صفى الاسلام و الدّين قاضى عيسى صدر عزم عيادت آن صاحب سعادت كردم / شنيدم كه در آن شب . . . « 2 » همانسان كه پيش از اين اشاره شد ، « چون اكثر نشر اين اسفار در طى اسفار بوده » ، تاريخ رويدادهايى كه نويسنده ارائه داده ، بيشتر آشفته و نامنظم است . اخبار پراكنده‌اى كه او از

--> ( 1 ) . عالم‌آراى امينى ، 131 ، 161 ، 260 ، 356 . ( 2 ) . همان ، 199 ، 319 .